السيد حامد النقوي
473
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مطلوب او از اين قول آنست كه اين باب يعنى جناب امير المؤمنين عليه السّلام خاص و مخصوصست بدخول در مدينهء علم براى اخذ علم يعنى هر كه داخل شدن در مدينهء علم بخواهد از همين باب خاص داخل خواهد شد پس اين معنى حق و صدقست و ليكن اولا عبارت او در اداى اين مطلب قصورى دارد و حق عبارت درين صورت آنست كه بگويد و هذا باب خاص و مخصوص بالدخول لاخذ العلم و ثانيا اگر مقصود عبد الحق همينست پس چرا قبل ازين بذريعهء كلام صاحب قيل ديگر صحابه را ابواب علم قرار داده به اين تجاسر قبيح ابواب تلميع و تسويل و تخديع و تضليل گشاده و ثالثا بعد اعتراف به اينكه جناب امير المؤمنين عليه السّلام باب خاص و مخصوصست بدخول در مدينهء علم براى اخذ علم قولى كه قبل از اين قول متصلا به اين الفاظ آورده و لكن لا يقتضى ذلك الحصر فى هذا الباب زيادهتر باطل و فاسد مىشود زيرا كه هر گاه اين باب يعنى جناب امير المؤمنين عليه السّلام خاص و مخصوص شد بدخول در مدينهء علم براى اخذ علم پس بسوى ديگر ابواب مفروضه احتياجى نماند و فرض ايشان در مدينهء علم با وصف آنكه افك و اختراع و تخرص و ابتداعست بيكار محض بر آمد و اگر گفته شود كه مراد عبد الحق اينست كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام در يك چيز باب جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مىباشد و ديگر اصحاب براى ديگر چيزها ابواب هستند مثلا ابو بكر در رحمت و رافت بالمسلمين و عمر در شدت بر منافقين و عثمان در صدق حيا و أبى بن كعب در علم قرآن و قرأت آن و معاذ بن جبل در علم حلال و حرام و زيد بن ثابت در علم فرائض و ابو عبيده در امانت و حضرت ابو ذر رضوان اللَّه عليه در صدق و زهد ابواب آن جناب هستند و جناب امير المؤمنين عليه السّلام مخصوص براى علم قضا باب مىباشد و به همين سبب عبد الحق حديث اقضاكم على را بنهج استدلال و احتجاج درين قول آورده پس علاوه بر آنكه عبارتش از تاديه اين مطلب خيلى قاصرست و حمل آن بر اين مقصد به غير از التزام تكلف بعيد و تحمل سخف شديد درست نمىنشيند در ما سبق بجواب عاصمى كه مصرح به اين ادعاى باطل و تقرير لا طائلست بتفصيل تمام و بسط موضح مرام رد و ابطال آن ديدى و بكمال سخافت و ركاكت آن رسيدى و بالخصوص دريافتى كه با وصف آنكه تخصيص بابيت جناب امير المؤمنين عليه السّلام در علم قضا ناشى از محض عصبيت و عنادست اگر بالفرض و التقدير جناب امير المؤمنين عليه السّلام در علم قضا باب جناب رسالتمآب